محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

182

الحياة ( فارسي )

او و قوام اجتماع باشد ؛ پس هر چه از اين اندازه تجاوز كند ، بر ضدّ قوام است و از تكاثر طرد شده محسوب مىشود . ژرفبينى در چهار نكته در اينجا خوانندگان را به ژرفانديشى در چهار نكته فرا مىخوانيم : نكتهء نخست : « قيام » و « قوام » در لغت يك معنى دارند ، يعنى چيزى كه بر سر پا ايستادن و ثبات امرى وابسته به آن است . راغب اصفهانى مىگويد : « قيام و قوام به هر چيزى گويند كه سبب برپايى و استوار مانى چيز ديگرى باشد ، مانند ستون و تكيه گاه ، براى چيزى كه ستون آن را بر سر پا نگاه مىدارد ، يا آن چيز به آن متّكى است ، چنان كه در اين آيه آمده است : * ( وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ الله لَكُمْ قِياماً ) * « 1 » - ( 1 ) اموال خودتان را كه خدا براى شما قيام قرار داده است به سفيهان مدهيد » يعنى چيزى قرار داده است كه شما را ( و زندگى شما را ) سر پا و استوار نگاه مىدارد » . و مراد از آن ( واژهء « قيام » ) در آيه ، هر چيزى است كه زندگى همهء افراد اجتماع به آن وابسته است . پس دو حديث منقول از امام صادق « ع » يعنى : « القوام و ضدّه المكاثرة » « 2 » ( 2 ) ( قوام كه ضد آن مكاثره است ) ، و « القوام هو الوسط » « 3 » ( 3 ) ( قوام همان حد وسط است ) ، آيهء ياد شده را تفسير مىكنند و مقصود آن را آشكار مىسازند . حديث كاظمى نيز - كه در خود فصل آورده شد - همين منظور را بصراحت مىرساند . نكتهء دوّم : حدّ الهى مال - كه آن را قرآن كريم بيان و تعيين كرده است - بر شالودهء عدل و حكمت استوار است ؛ پس بطبع شامل تكاثر نمىشود ، نه در مالكيّت و نه در مصرف كردن ، زيرا كه تكاثر و

--> « 1 » « مفردات » / 417 . « 2 » « اصول كافى » 1 / 22 . « 3 » « مجمع البيان » 7 / 179 .